سلام از طرف میم ِ کوزت.

میم جان ِ کوزت امروز قبل از ده صبحونشو ( نون و پنیر + گوجه خیار ) خورد ، یه دور ظرف ها رو شست و روی کابینت آشپزخانه رو مرتب کرد. با صاد به یکشنبه بازار رفته و دو دور خرید کردند. از چای سوزَن گرفته تا انواع میوه ها و سبزی کوکوی ِ صفی.

کمی ولو شد تا ناهار ( برنج و سینه مرغ + ماست خیار ) آماده شه ، ک بعدش بریم پیش r.f ، بعدشم بریم عیادت z.gh . 

نتونستم از شیرینی خامه ای بگذرم و خوردم .

+ هشت و نیم شروع کردم ب ورزش کردن.

+ حموم

+ دوباره شستن ظرفها با کلی غر ِ درونی

+ سالاد

+ آماده کردن شام

+ شام خوردن ( دو تا سفیده تخم مرغ + سالاد کاهو گوجه خیار + زیتون )

و یازده و نیم تازه نشستم زمین... با کلی خستگی.

+ Y کلی شاکی بود که چندساعته هیچ معلومه کجایی؟ ی خبر نمیدی از خودت و ی خبر نمیگیری ازم. نمیگی نگران میشم.

حتی به صاد اس داده بود ک ازش خبر بگیره!

ببخشید اینام جواب نبود و میخواست تو برق بمونه.

+ چنتا عکس و فیلم از دوره آموزشی کارت سبز فرستاد ، یکی از بچه محلامونم تو عکساش بود.

+ ظهر کلی هوس فیلم دیدن کرده بودم ک وقت نشد.

+ انار پخته ی بدمزه.

+ فردا ساعت دو آرایشگاه