امروز رفتم دکتر ، سه کیلو و نیم کم کرده بودم.

ینی از وزن ۶۸/۷۰۰ شدم ۶۵/۲۰۰ . بدیش این بود که ۸۰۰ گرم از عضله بدنم سوخته بود.

دفعه پیش ۳ کیلو چربی کم کرده بودم و یک کیلو عضله اضافه کرده بودم.که کلا میشد دو کیلو کاهش وزن مفید.

+در کل دکتر میگف خیلی خوب داری پیش میری.دور کمرم از ۹۳ شده ۸۸ و خورده ای. ک می‌گفت عالیه.رژیم این ماهم آسونتره ولی پر پروتئین تر ، ینی پر خرج تر 🤦چنتا مولتی ویتامین برام نوشت، رفتم از داروخونه پرسیدم چقد میشه اینا؟ گفت ۱۳۰ تومن. منم شیک و مجلسی زدم بیرون از داروخونه 🤣 تو موقعیت بهتر میخرم و مصرف میکنم.

+ تا آزادگان پیاده رفتم. از اونجا با y  رفتیم جاده برغون ، جای همیشگیمون یکم وایسادیم و به شهر کثیف نگاه کردیم. و برگشتیم عظیمیه.y جلسه داشت ، نمیدونست بره سر قرارش یا منو برگردونه خونه. گفتم تو برو سر کارت منم خودم میرم خونه. قبول نکرد. گفتم پس تو برو من میشینم تو ماشین و اگه نور باشه کتاب میخونم.گف فکر خوبیه. منو با ماشین گذاشت یه جای نسبتا روشن و رفت. منم درسای دیروز ُُ با ویس گوش دادم تا برگشت و اومدیم سمت خونه.

+ قبل دکتر رفتم آرایشگاه ،بعد از بقیه کارام، نوک موهامو که پر از چندشاخگی بود کوتاه کردم. حس میکنم کلی قشنگ تر و جون دار تر شده موهام. 

+ ی آگهی دیده بودم ک دستیار حسابدار بدون سابقه کار می‌خوان. (با غلبه به یه حس بد که می‌گفت ولش کن عمرا قبولت کنن) زنگ زدم و توضیح دادم که دارم دوره هاشو میگذرونم ، ازم اطلاعات گرفت و گفت اگه تایید شی برای مصاحبه حضوری تماس میگیریم. اینو دیگه واقا میسپرم به خدا.

+ از a.r دلم گرفت یهو. از وقتی از خونه s اینا برگشتیم نه زنگی نه پیامی. خداروشکر الان سر کارم نمیرم ک بدونه یه دوستی داره که می‌تونه ازش پول قرض بگیره. وگرنه تا الان چندین بار پیام داده و بود و پول خواسته بود.

ب قول صاد : هف چی بگم!