-دو-
سلام از طرف یه دختر سرماخورده.
+ صبح با فکر کردن به اینکه صبونه بجای اوتمیل (ک چون شیر و جو دو سر پرک ندارم نمیتونم بخورمش) چی بخورم چشمامو باز کردم و پنیر و نون تست جو نوش جان کردم، و در ادامه ی صبح کشک بادمجون پزان ظرفارو هم شستم. در همین حین به y.a جانم پیام دادم : ناهار بیارم باهم بخوریم؟ ک جواب داد : بیار عزیزم. و من با نیش باز به حساب ادامه ی ظرف ها رسیدم. میوه خورد کرده و سالاد ِ بدون گوجه هم درست کردم. بار دیگه پیام داده و ازش پرسیدم : یچیزی بگم میاری از خونتون؟ اون: چی؟ من: یکی دو تا گوجه. اون: چشم. و کشک بادمجون رو هم تو ظرف در بسته ای ریختم و هر سه تا ظرف رو تو کیفم جا دادم. قاشق و چنگال ها رو هم با نون تو یه مشما گذاشتم . (البته دوست نداشتم از مشما استفاده کنم ولی هرچی فک کردم راه دگ ای نیافتم ) تو کیفم دگه جا برا قمقمه نبود و منم بیخیالش شدم. تا لحظاتی قبل یادم بود ک چاقو هم وردارم آما... لحظه گذاشتن قاشق و چنگال ها انقدر ک بفکر ست بودنشون بودم از چاقو غافل شدم.
+ ساعت دو حاضر بودم و زدم بیرون ، چون y.a دیر تر از من میرسید، تا سر زیبادشت پیاده رفتم و قدم شمار برنامه مانکن رو هم فعال کردم. تو ماشین گوجه ها رو با چنگال خورد کردم و کنار پارک میدون توحید پارک کردیم و تو ماشین ناهار و سالادمونو با کلی مسخره بازی خوردیم.
+ آب معدنی در صولتی و آدامس صولتی رو تو کیفم پیش ظرف میوه ی صولتی گذاشتم.
+ مستقیم رفتم ط سه واحد ۱۲. دو تا آقا جلو در بودن . صبر کردیم بچه های کلاس قبلی بیان بیرون ، بعد یکی از اقاها رفت تو ، آقای بعدی کلی ب من تعارف کرد و من تشکر کنان رفتم تو.
+ «خانم حشمتی» ، ی دختر جوون و کم سن استادمون بود. خیلی سعی میکرد جو بده و خودشو معلم طور نشونمون بده ، بخاطر همین هی بهمون اولتیماتوم میداد. درس دادنش معمولی بود . خیلی خفن و قوی نبود. ولی دوست داشتنی بود.
+ دکمه برنامه رکورد ویس رو زدم ، بعد از نیم ساعت خواستم قطعش کنم ک دکمه رو زدم و دیدم تازه شروع ب ضبط کرد 😐 تا آخر کلاس یکبار دگ هم این اتفاق افتاد ، و من فقط تونستم دو ساعت از کلاس رو ضبط کنم . هرچند کل زمان مفید کلاسمون ۳ ساعت بود ، پروژه برای جلسه بعدی داد و نیم ساعتم زودتر تعطیلمون کرد ینی شیش و نیم.
+ پیاده تا چهارراه طالقانی. و چون پول ندارم از هیچ چیززززی خوشم نیومد و چیزی توجهمو جلب نکرد.
+ اومدیم سمت خونه
+ ارسطو
+ سر داوودی
+ خونه
+ ۰۲۱ 😂 بعد از مدت ها بخاطر دیدن این سریاله میرم میشینم جلو تلویزیون.
+ دوره ی جزوه
+ ولچرخی تو اینستا
+ جون کتاب خوندم نداشتم ، پس یه گلداکس و فصل جدید و ...
+ ثبت نوشته جدید و ...
+ لالا
پ.ن:
هم کلاسی هامم ۴ تا خانم و ۳ یا ۴ تا آقا.